جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
umsonst
01
رایگان, به صورت رایگان
Ohne Bezahlung
اطلاعات دستوری
مقایسهناپذیر
مثالها
Das Konzert war umsonst.
کنسرت رایگان بود.
02
بی فایده
Ohne Erfolg oder Wirkung
مثالها
Er hat umsonst gewartet.
او بیفایده منتظر ماند.



























