جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Die Toleranz
01
رواداری, مدارا، تسامح
Die Fähigkeit, andere Meinungen und Menschen zu akzeptieren
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل ملکی
Toleranz
مثالها
Er zeigt viel Toleranz gegenüber anderen Kulturen.
او تحمل زیادی نسبت به فرهنگهای دیگر نشان میدهد.



























