جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
tippen
01
تایپ کردن, ماشین نویسی کردن
Text mit einer Tastatur eingeben
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
فعل کمکی
haben
اولشخص مفرد
tippe
سومشخص مفرد
tippt
وجه وصفی حال
tippend
گذشته ساده
tippte
اسم مفعول
getippt
مثالها
Kannst du schnell tippen?
آیا میتوانی سریع تایپ کنی؟
02
لمس کردن, (با انگشت) زدن
Etwas leicht mit den Fingern berühren
مثالها
Tippe zweimal auf den Bildschirm!
دو بار روی صفحه ضربه بزنید !



























