جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
strukturiert
01
ساختارمند, دارای ساختار
Gut organisiert und klar aufgebaut
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
am strukturiertesten
شکل تفضیلی
strukturierter
درجهپذیر
صرفپذیر
مثالها
Ein strukturierter Tagesablauf hilft mir, produktiv zu sein.
یک روال روزانه ساختاریافته به من کمک میکند تا مولد باشم.



























