جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
streben
01
تلاش کردن, کوشش کردن
Mit Entschlossenheit und Anstrengung auf ein Ziel hinarbeiten
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
فعل کمکی
haben
اولشخص مفرد
strebe
سومشخص مفرد
strebt
وجه وصفی حال
strebend
گذشته ساده
strebte
اسم مفعول
gestrebt
مثالها
Die Mannschaft strebt den Meistertitel an.
تیم در تلاش است برای کسب عنوان قهرمانی.



























