جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
sterben
01
مردن, جان دادن، از دنیا رفتن
Das Leben verlieren, aufhören zu leben
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
بیقاعده
فعل کمکی
sein
اولشخص مفرد
sterbe
سومشخص مفرد
stirbt
وجه وصفی حال
sterbend
گذشته ساده
starb
اسم مفعول
gestorben
مثالها
Viele Tiere sterben im Winter.
بسیاری از حیوانات در زمستان میمیرند.



























