جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
sichtbar
01
قابل مشاهده, قابل رویت، مرئی
Mit den Augen zu erkennen
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
am sichtbarsten
شکل تفضیلی
sichtbarer
درجهپذیر
صرفپذیر
مثالها
Der Mond war klar sichtbar am Himmel.
ماه به وضوح در آسمان قابل مشاهده بود.



























