جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Die Sicht
01
دید, جنبه
Der sichtbare Bereich oder die Fernsicht
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل ملکی
Sicht
شکل جمع
Sichten
مثالها
Die Sicht war heute klar bis zum Horizont.
دید امروز تا افق واضح بود.
02
نظر, دید، دیدگاه
Die persönliche Perspektive oder Meinung zu einem Thema
مثالها
Aus wirtschaftlicher Sicht ist das riskant.
از دیدگاه اقتصادی، این خطرناک است.



























