جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
schwer
01
سخت, مشکل
Mit viel Mühe verbunden
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
am schwersten
شکل تفضیلی
schwerer
درجهپذیر
صرفپذیر
مثالها
Das ist eine schwere Entscheidung.
این یک تصمیم سخت است.
02
سنگین, سنگینوزن
Viel Gewicht habend
مثالها
Schwere Pakete kosten mehr.
بستههای سنگین هزینه بیشتری دارند.



























