جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
schauen
[past form: schaute]
01
به چیزی نگاه کردن, تماشا کردن
Mit den Augen etwas bewusst betrachten oder beobachten
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
فعل کمکی
haben
اولشخص مفرد
schaue
سومشخص مفرد
schaut
وجه وصفی حال
schauend
گذشته ساده
schaute
اسم مفعول
geschaut
مثالها
Schau mal! Das ist interessant.
نگاه کن ! این جالب است.



























