جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
roh
01
خام, نپخته
Nicht gekocht oder verarbeitet
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
am rohesten
شکل تفضیلی
roher
درجهپذیر
صرفپذیر
مثالها
Ich esse lieber rohes Gemüse.
من ترجیح میدهم سبزیجات خام بخورم.



























