جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
retten
01
نجات دادن
Jemandem aus Gefahr helfen
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
فعل کمکی
haben
اولشخص مفرد
rette
سومشخص مفرد
rettet
وجه وصفی حال
rettend
گذشته ساده
rettete
اسم مفعول
gerettet
مثالها
Er rettet das Kind aus dem Wasser.
او کودک را از آب نجات میدهد.
02
فرار کردن, خود را نجات دادن
Aus einer Gefahr entkommen
مثالها
Er rettete sich durch einen Sprung ins Wasser.
او با پریدن به داخل آب نجات یافت.



























