der Rest
Pronunciation
/ʁɛst/

تعریف و معنی "rest"در زبان آلمانی

Der Rest
01

بقیه, مانده

Der übrig gebliebene Teil von etwas
der Rest definition and meaning
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بی‌جان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل ملکی
Rest(e)s
شکل جمع
Reste
مثال‌ها
Was machen wir mit dem Rest des Essens?
ما با باقی مانده غذا چه کنیم ؟
LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه