جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
reiten
[past form: ritt]
01
اسب سواری کردن, سوارکاری کردن
Auf einem Pferd zu sitzen und es zu steuern
مثالها
Ich bin noch nie auf einem Pferd geritten.
من هرگز سوار اسب نشدهام.
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
اسب سواری کردن, سوارکاری کردن