جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
realisieren
[past form: realisierte]
01
اجرایی کردن, تحقق بخشیدن
Etwas in die Tat umsetzen
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مشتق
فعل کنشی
باقاعده
فعل کمکی
haben
اولشخص مفرد
realisiere
سومشخص مفرد
realisiert
وجه وصفی حال
realisierend
گذشته ساده
realisierte
اسم مفعول
realisiert
مثالها
Die Firma realisiert neue Marketingstrategien.
شرکت اجرا میکند استراتژیهای بازاریابی جدید را.
02
پی بردن, متوجه شدن، فهمیدن
Etwas plötzlich verstehen oder wahrnehmen
مثالها
Realisiert er, was passiert ist?
آیا متوجه شده که چه اتفاقی افتاده است؟



























