جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
objektiv
01
عینی, ظاهری
Unvoreingenommen und sachlich, ohne persönliche Meinung
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
am objektivsten
شکل تفضیلی
objektiver
درجهپذیر
صرفپذیر
مثالها
Wissenschaftler versuchen, objektiv zu bleiben.
دانشمندان سعی میکنند بیطرف بمانند.



























