جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
nutzen
01
استفاده کردن
Etwas gezielt verwenden, um einen Zweck zu erfüllen
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
فعل کمکی
haben
اولشخص مفرد
nutze
سومشخص مفرد
nutzt
وجه وصفی حال
nutzend
گذشته ساده
nutzt
اسم مفعول
genutzt
مثالها
Wir nutzen Solarenergie, um Strom zu sparen.
ما از انرژی خورشیدی برای صرفهجویی در برق استفاده میکنیم.
02
مفید بودن, کاربرد داشتن
Einen positiven Effekt haben oder nützlich sein
مثالها
Seine Erfahrung nutzt dem ganzen Team.
تجربه او به کل تیم سود میرساند.
Der Nutzen
01
استفاده, سود، فایده
Der positive Effekt oder Vorteil, den etwas bietet
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل ملکی
Nutzens
شکل جمع
Nutzen
مثالها
Sie zieht Nutzen aus ihren Sprachkenntnissen.
او از مهارتهای زبانی خود سود میبرد.



























