جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Der Monolog
01
تکگویی, مونولوگ
Ein langer Redeabschnitt, den eine Person allein auf der Bühne spricht
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل ملکی
Monologs
شکل جمع
Monologe
مثالها
Der Schauspieler hielt einen emotionalen Monolog.
بازیگر یک مونولوگ احساسی اجرا کرد.



























