جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Die Lust
01
علاقه, حوصله، میل
Ein positives Gefühl, etwas tun zu wollen
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل ملکی
Lust
شکل جمع
Lüste
مثالها
Sie hat keine Lust zu arbeiten.
او حوصله کار کردن ندارد.



























