جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
lohnen
[past form: lohnte]
01
ارزش (چیزی را) داشتن, ارزیدن
Den Aufwand oder die Mühe wert sein; einen Nutzen bringen
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل حالتی
باقاعده
فعل کمکی
haben
اولشخص مفرد
lohne
سومشخص مفرد
lohnt
وجه وصفی حال
lohnend
گذشته ساده
lohnte
اسم مفعول
gelohnt
مثالها
Lohnt es sich, dieses Buch zu lesen?
آیا ارزش دارد این کتاب را بخوانیم؟



























