جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
konzipieren
[past form: konzipierte]
01
طرحریزی کردن, برنامهریزی کردن
Etwas planen und in seinen Grundzügen entwerfen
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مشتق
فعل کنشی
باقاعده
فعل کمکی
haben
اولشخص مفرد
konzipiere
سومشخص مفرد
konzipiert
وجه وصفی حال
konzipierend
گذشته ساده
konzipierte
اسم مفعول
konzipiert
مثالها
Die Forscher konzipierten eine Langzeitstudie über Stadtentwicklung.
محققان یک مطالعه بلندمدت در مورد توسعه شهری را طراحی کردند.



























