جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Die Kontrolle
01
بررسی, کنترل
Die Überprüfung oder Steuerung von etwas
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
singular
not gender specific
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
Kontrollen
شکل ملکی
Kontrolle
مثالها
Die Polizei macht eine Verkehrskontrolle.
پلیس در حال انجام کنترل ترافیک است.
LanGeek



























