جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Die Kontrolle
[gender: feminine]
01
بررسی, کنترل
Die Überprüfung oder Steuerung von etwas
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل ملکی
Kontrolle
شکل جمع
Kontrollen
مثالها
Wir müssen die Qualität kontrollieren.
ما باید کیفیت را کنترل کنیم.



























