جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
kleben
01
چسباندن
Etwas mit einem klebrigen Stoff an einer Oberfläche befestigen
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
فعل کمکی
haben
اولشخص مفرد
klebe
سومشخص مفرد
klebt
وجه وصفی حال
klebend
گذشته ساده
klebte
اسم مفعول
geklebt
مثالها
Die Kinder kleben bunte Sterne auf das Papier.
بچهها ستارههای رنگارنگ را روی کاغذ میچسبانند.



























