جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Der Kalender
[gender: masculine]
01
سالنامه, تقویم
Etwas, das Tage, Wochen und Monate zeigt
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل ملکی
Kalenders
شکل جمع
Kalender
مثالها
Der Kalender hängt an der Wand.
تقویم روی دیوار آویزان است.



























