جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Der Impfpass
01
کارت واکسیناسیون
Ein Dokument, in dem alle Impfungen einer Person eingetragen sind
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
singular
not gender specific
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
Impfpässe
شکل ملکی
Impfpasses
مثالها
Beim Arzt muss ich immer meinen Impfpass vorzeigen.
در مطب دکتر، همیشه باید گواهی واکسیناسیون خود را نشان دهم.
LanGeek



























