hexen

تعریف و معنی "hexen"در زبان آلمانی

hexen
01

جادو کردن, سحر کردن

Mit Magie oder Zauberei etwas bewirken, oft im Zusammenhang mit Hexen
hexen definition and meaning
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
فعل کمکی
haben
اول‌شخص مفرد
hexe
سوم‌شخص مفرد
hext
وجه وصفی حال
hexend
گذشته ساده
hexte
اسم مفعول
gehext
مثال‌ها
In Märchen hexen Hexen oft böse Zauber.
در افسانه‌ها، جادوگران اغلب طلسم‌های شیطانی را اجرا می‌کنند.
LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه