جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Der Haufen
01
توده, کپه، تعداد زیاد
Eine ungeordnete Ansammlung von Dingen oder Materialien
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل ملکی
Haufens
شکل جمع
Haufen
مثالها
Die Kinder bauten einen Haufen aus Steinen.
بچهها یک توده از سنگها ساختند.
02
مقدار زیاد, یک عالم، یک خروار
Eine große Menge
مثالها
Sie hat einen Haufen Erfahrung in diesem Bereich.
او یک دسته تجربه در این زمینه دارد.



























