جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Die Geborgenheit
01
آسودگی, اطمینان، آسودگیخاطر
Ein tiefes Gefühl von Sicherheit, Wärme und emotionalem Schutz
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل ملکی
Geborgenheit
مثالها
In den Armen ihrer Mutter fand sie Geborgenheit.
در آغوش مادرش، او احساس امنیت را یافت.



























