جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
fristlos
01
فوری, بیدرنگ
Ohne Einhaltung einer Frist
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
درجهناپذیر
صرفپذیر
مثالها
Er erhielt eine fristlose Kündigung.
او اخراج فوری دریافت کرد.
fristlos
01
فوراً
Ohne Verzögerung oder Wartezeit
اطلاعات دستوری
مقایسهناپذیر
مثالها
Das Konto wurde fristlos gesperrt.
حساب بلافاصله مسدود شد.



























