جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Die Frau
01
زن, خانم
Eine erwachsene weibliche Person
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل ملکی
Frau
شکل جمع
Frauen
مثالها
Eine Frau wartet an der Bushaltestelle.
یک زن در ایستگاه اتوبوس منتظر است.
02
همسر, زن
Eine verheiratete weibliche Person, auch als Ehefrau bezeichnet
مثالها
Die Frau des Mannes heißt Anna.
همسر مرد آنا نامیده میشود.



























