جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Die Facette
01
جنبه, وجهه، منظر
Eine von vielen Seiten oder Perspektiven eines Themas, Objekts oder Problems
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل ملکی
Facette
شکل جمع
Facetten
مثالها
Jede Facette dieses Projekts muss bedacht werden.
هر جنبه از این پروژه باید در نظر گرفته شود.



























