جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
extrem
01
بیش از حد, خیلی زیاد، مفرط
Weit außerhalb des Normalen
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
am extremsten
شکل تفضیلی
extremer
درجهپذیر
صرفپذیر
مثالها
Die Temperaturen waren extrem hoch.
دماها بسیار بالا بودند.
Das Extrem
01
زیادی, افراطی
Etwas, das sehr weit von der Mitte oder vom Normalen entfernt ist
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
خنثی
شکل ملکی
Extrems
شکل جمع
Extreme
مثالها
Das war ein Beispiel für ein soziales Extrem.
این یک مثال از یک افراط اجتماعی بود.



























