جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
essen
01
خوردن
Nahrung zu sich nehmen
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
بیقاعده
فعل کمکی
haben
اولشخص مفرد
esse
سومشخص مفرد
isst
وجه وصفی حال
essend
گذشته ساده
aß
اسم مفعول
gegessen
مثالها
Wir essen zusammen im Restaurant.
ما با هم در رستوران میخوریم.
Das Essen
01
غذا, خوراکی، وعده غذا
Nahrung oder Mahlzeit
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
جنس دستوری
خنثی
شکل ملکی
Essens
شکل جمع
Essen
مثالها
Wir machen das Essen um 18 Uhr fertig.
ما غذا را ساعت 18 آماده میکنیم.



























