جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
einsam
01
تنها
Ohne Gesellschaft sein und sich allein fühlen
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
am einsamsten
شکل تفضیلی
einsamer
درجهپذیر
صرفپذیر
مثالها
Das war ein einsamer Spaziergang.
آن یک پیادهروی تنهایی بود.



























