جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Die Einfachheit
01
سادگی, سهولت
Der Zustand, nicht kompliziert oder komplex zu sein
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل ملکی
Einfachheit
مثالها
Die Einfachheit seines Stils beeindruckt.
سادگی سبک او تأثیرگذار است.



























