جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
ehe
01
پیش از آنکه
Bevor etwas passiert
مثالها
Ich ging ins Bett, ehe ich das Licht ausschaltete.
من قبل از خاموش کردن چراغ به رختخواب رفتم.
Die Ehe
01
ازدواج
Die rechtliche und soziale Verbindung zwischen zwei Menschen als Ehepartner
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل ملکی
Ehe
شکل جمع
Ehen
مثالها
Die Ehe ist ein wichtiger Schritt im Leben.
ازدواج یک گام مهم در زندگی است.



























