جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Der Durchfall
01
اسهال
Häufiger, flüssiger Stuhlgang
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل ملکی
Durchfall(e)s
شکل جمع
Durchfälle
مثالها
Ich habe Durchfall und muss oft zur Toilette.
من اسهال دارم و باید اغلب به دستشویی بروم.
درخت واژگانی
durchfall
durch
fall



























