der durchfall
durch
ˈdʊrç
doorch
fall
fal
fal

تعریف و معنی "durchfall"در زبان آلمانی

Der Durchfall
01

اسهال

Häufiger, flüssiger Stuhlgang 
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بی‌جان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
singular
not gender specific
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
Durchfälle
شکل ملکی
Durchfall(e)s
مثال‌ها
Ich habe Durchfall und muss oft zur Toilette. 

من اسهال دارم و باید اغلب به دستشویی بروم.

LanGeek

اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید

درخت واژگانی

durchfall

durch

+

fall

LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه