drücken
Pronunciation
/ˈdʁʏkŋ̩/

تعریف و معنی "drücken"در زبان آلمانی

drücken
01

فشار دادن

Mit Kraft auf etwas pressen
drücken definition and meaning
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
فعل کمکی
haben
اول‌شخص مفرد
drücke
سوم‌شخص مفرد
drückt
وجه وصفی حال
drückend
گذشته ساده
drückte
اسم مفعول
gedrückt
مثال‌ها
Ich drücke die Türklingel.
من فشار می‌دهم روی زنگ در.
LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه