جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
dauernd
01
دائما, به طور مداوم
Ohne Unterbrechung wiederkehrend oder anhaltend
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ وجه وصفی حال
کیفی
درجهپذیر
صرفپذیر
مثالها
Dauernder Lärm macht mich nervös.
سر و صدای مداوم مرا عصبی میکند.



























