جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
dagegen
01
مخالف
Gegen etwas sein
مثالها
Die Eltern waren strikt dagegen, dass sie Medizin studiert.
والدینش مخالف تحصیل او در پزشکی بودند.
02
به سمت, مقابل، به سوی
In Richtung auf etwas
مثالها
Das Boot trieb gegen die Felsen.
قایق به سمت صخرهها شناور شد.
03
در مقابل, برعکس
Im Gegensatz zu etwas
مثالها
Sie ist sehr aktiv, ihr Bruder dagegen eher ruhig.
او بسیار فعال است، برادرش در مقابل نسبتاً آرام است.


























