جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
bevorzugen
01
ترجیح دادن, -
ترجیح دادن
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
باقاعده
جدانشدنی
فعل کمکی
haben
گذشته ساده
bevorzugte
اسم مفعول
bevorzugt
مثالها
Er bevorzugt Wein statt Bier.
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
ترجیح دادن, -