جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
besetzt
01
اشغالشده, اشغال، پر، گرفتهشده
Bereits in Benutzung
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
درجهناپذیر
صرفپذیر
مثالها
Das Badezimmer ist gerade besetzt.
حمام در حال حاضر اشغال است.
02
اشغال
Belegt oder blockiert
مثالها
Es tut mir leid, die Leitung ist besetzt.
ببخشید، خط مشغول است.



























