جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
bemühen
[past form: bemühte]
01
تلاش خود را کردن, تلاش کردن، به خود فشار آوردن
Viel Kraft oder Mühe einsetzen, um etwas zu erreichen
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مشتق
فعل کنشی
باقاعده
فعل کمکی
haben
اولشخص مفرد
bemühe
سومشخص مفرد
bemüht
وجه وصفی حال
bemühend
گذشته ساده
bemühte
اسم مفعول
bemüht
مثالها
Sie bemüht sich, Deutsch zu lernen.
او تلاش میکند تا آلمانی یاد بگیرد.



























