جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
begrenzen
01
محدود کردن, محصور کردن
Etwas in seiner Größe, Menge, Dauer oder Reichweite einschränken oder klar abgrenzen
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مشتق
فعل کنشی
باقاعده
فعل کمکی
haben
اولشخص مفرد
begrenze
سومشخص مفرد
begrenzt
وجه وصفی حال
begrenzend
گذشته ساده
begrenzte
اسم مفعول
begrenzt
مثالها
Der Vertrag begrenzt die Produktion auf 1000 Einheiten.
قرارداد تولید را به 1000 واحد محدود میکند.



























