جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
aufgeben
01
فرستادن, تحویل دادن، دادن
Etwas an einem Schalter, bei der Post oder Bahn abgeben
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جداشدنی
جزء فعلی
auf
فعل پایه
geben
فعل کمکی
haben
اولشخص مفرد
gebe auf
سومشخص مفرد
gibt auf
وجه وصفی حال
aufgebend
گذشته ساده
gab auf
اسم مفعول
aufgegeben
مثالها
Wir müssen das Paket heute noch aufgeben.
ما باید بسته را امروز تحویل دهیم.
02
دست کشیدن, دست برداشتن، تسلیم شدن
Etwas nicht mehr versuchen
مثالها
Ich will das Projekt nicht aufgeben.
من نمیخواهم پروژه را رها کنم.



























