جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Der Aufbau
01
ساخت, مونتاژ، سرهم بندی
Das Organisieren oder Errichten von etwas; wie etwas zusammengesetzt ist
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
singular
not gender specific
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
Aufbauten
شکل ملکی
Aufbau(e)s
مثالها
Der Aufbau des neuen Hauses dauert mehrere Monate.
ساخت خانه جدید چند ماه طول میکشد.
LanGeek



























