جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
argumentieren
01
استدلال کردن, دلیل آوردن
Seine Meinung mit Gründen und Beispielen zu unterstützen
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مشتق
فعل کنشی
باقاعده
فعل کمکی
haben
اولشخص مفرد
argumentiere
سومشخص مفرد
argumentiert
وجه وصفی حال
argumentierend
گذشته ساده
argumentierte
اسم مفعول
argumentiert
مثالها
Sie argumentierte für mehr Umweltschutz.
او برای حفاظت بیشتر از محیط زیست استدلال کرد.



























