جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Die Arbeitserlaubnis
[gender: feminine]
01
پروانه کار, اجازه کار
Eine offizielle Genehmigung, die erlaubt, legal zu arbeiten
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب پیچیده
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل ملکی
Arbeitserlaubnis
شکل جمع
Arbeitserlaubnisse
مثالها
Sie hat eine Arbeitserlaubnis für Deutschland bekommen.
او مجوز کار برای آلمان دریافت کرده است.



























