جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Der Abschied
01
بدرود, خداحافظی
Das Ende einer Begegnung oder der Akt des Sich-Trennens
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل ملکی
Abschied(e)s
شکل جمع
Abschiede
مثالها
Sie nahm tränenreich Abschied von ihrer Familie.
او با خداحافظی اشکبار از خانوادهاش خداحافظی کرد.



























