جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Der Abschied
01
بدرود, خداحافظی
Das Ende einer Begegnung oder der Akt des Sich-Trennens
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
singular
not gender specific
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
Abschiede
شکل ملکی
Abschied(e)s
مثالها
Der Abschied fiel uns allen schwer.
خداحافظی برای همه ما سخت بود.
LanGeek



























