جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
absagen
01
لغو کردن, کنسل کردن
Etwas, das geplant war, zurückziehen oder nicht durchführen
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جداشدنی
جزء فعلی
ab
فعل پایه
sagen
فعل کمکی
haben
اولشخص مفرد
sage ab
سومشخص مفرد
sagt ab
وجه وصفی حال
absagend
گذشته ساده
sagte ab
اسم مفعول
abgesagt
مثالها
Der Flug wurde wegen schlechten Wetters abgesagt.
پرواز به دلیل آبوهوای بد لغو شد.



























